دانلود پایان نامه

ای برای عمل به راه حل ها و ه) آزمون اثربخشی راه حل های انتخابی تأکید می شود. از این روش به ویژه در مدارس و کلینیک ها در ارتباط با دانش آموزان باهوش و با استعداد، دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری و دانش آموزان در معرض خطر به منظور برطرف کردن مشکلات انگیزشی (سلگیمن، ۲۰۰۵)، کاهش درماندگی آموخته شده (نریمانی، رفیق ایرانی و ابوالقاسمی، ۱۳۸۸)، پیشرفت تحصیلی از طریق ایجاد کنترل بیشتر (یعقوبی ، ۱۳۸۳) استفاده می شود.
پیشینه پژوهش
پژوهش های خارجی
مرور دقیق و موشکافانه شواهد تجربی مختلف نشان می دهد که در حال حاضر برای اغلب یادگیرندگان در سطوح مختلف، به ویژه دانش آموزان نارساخوان، تجربه موقعیت های پیشرفت اعم از مدرسه و دانشگاه با گستره وسیعی از هیجانات پیشرفت همراه می باشد. به بیان دیگر، نتایج مطالعات مختلف نشان می دهد که الگوی تجارب هیجانی یادگیرندگان (منتج از سبک اسناد) در موقعیت های پیشرفت، به عنوان مهمترین عامل قابل مشاهده در کیفیت زندگی تحصیلی دانش آموزان از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است (گوئتز، فرنزل، پکران و هال، تیتز، ۲۰۰۸). بر این اساس، تعداد زیادی از محققان علاقه مند به موضوع محوری پیشبرد سطح کیفی زندگی تحصیلی دانش آموزان از طریق طرح و اجرای برنامه های مداخله ای مختلف، رسالت خطیر تحقق بخشیدن به رفتارهای تسهیل کننده سلامت روان و فراهم سازی آموزش های لازم برای مدیریت کارآمد تجارب هیجانی را در بافت های تحصیلی پیگیری کرده اند.
موی چان (۲۰۱۱) در پژوهشی که روی ۳۲۶ نوجوان عادی (۱۶۰ نفر پسر، ۱۶۶ نفر دختر) انجام داد به این نتیجه دست یافت نوجوانانی که وقایع را از طریق پرسشنامه سبک اسناد کودکان به صورت مثبت شرح می دادند دچار افسردگی نبودند در حالی که نوجوانانی که وقایع را به طور منفی شرح دادند نشانه های افسردگی در آنها مشاهده شد. به طور کلی سبک اسناد منفی و بدبینانه با بروز نشانه های افسردگی ارتباط داشت.
در پژوهشی دیگر که سیزدک وآدیس (۲۰۱۰) بر روی ۶۲ دانش آموز ترک تحصیل کرده دارای ناتوانی یادگیری انجام دادند به این نتیجه رسیدند که سبک اسناد منفی و بدبینانه با بروز نشانه های افسردگی همبستگی دارد.
سایدریدیس (۲۰۰۷) نیز به مفید بودن مداخلات ایمن سازی روانی در افزایش فهم و درک رفتارهای هیجانی- اجتماعی و اصلاح رفتارهای دشوار کودکان با ناتوانی یادگیری اشاره کرد و این مداخله را عامل افزایش قدرت تفکر دانش آموزان در زمینه فرضیه سازی و درک و فهم شوخی در روابط اجتماعی دانسته است. در تبیین این نتایج می توان به تاکید راهبردهای رویکرد شناختی- اجتماعی برنامه ایمن سازی روانی بر گفتگو با خود یا زبان درونی (چیزی که دانش آموزان به خود گفته و یا درباره آن فکر می کنند) به عنوان ابزار هدایت رفتار آشکار، اشاره کرد. والاس (۲۰۱۱) بیان کرده است که دانش آموزان با ناتوانی یادگیری، موفقیت های خود را به عوامل بیرونی و شکست های خود را با احتمال بیشتری به توانایی پایین نسبت می دهند در حالیکه دانش آموزان عادی اینگونه عمل نمی کنند.
سلیگمن (۲۰۰۵)، پیرل، بریان و دوناهه (۱۹۸۰) اثربخشی الگوی اثرات آموزشی برنامه ایمن سازی روانی در بعد مدیریت هیجان را در بین گروهی از دانشجویان دختر و پسر رشته مددکاری اجتماعی آزمون کردند. دانشجویان گروه آزمایش در قلمرو مهارت های شناختی و رفتاری و رفتارهای جرات ورزی آموزش های لازم را در طی ۱۴ جلسه دریافت کردند. قبل و بعد از ارائه مداخله آزمایشی، از دو گروه آزمایش و کنترل اطلاعات لازم درباره رخدادهای تنیدگی زای زندگی، نشانه های تنیدگی، مهارت های مقابله با استرس (مهارت های مقابله فعال و منفعل) و سبک اسناد آنها جمع آوری شد. در این پژوهش، محتوای برنامه مداخله ای ایمن سازی روانی بر مبنای مدیریت تجارب تنیدگی زا ناشی از سبک اسناد بدبینانه، بر آموزش مهارت های مقابله ای فعال، مبتنی بود. نتایج این مطالعه نشان داد که مهارت های مقابله ای منفعلانه دانشجویانی که در گروه مدیریت تجارب تنیدگی زا قرار داشتند، به طور معناداری کاهش یافت.
نتایج پژوهش کئوگ، باند، فلاکسمن (۲۰۰۶) و پکرون و گوتز (۲۰۰۸) اثربخشی برنامه مداخله ای ایمن سازی روانی در افزایش انعطاف پذیری، راهبردهای مقابله سازگارانه و برخی عوامل و منابع محافظتی (مانند خوش بینی، عاطفه مثبت و حرمت خود) و همچنین کاهش راهبردهای ناسازگارانه و نشانه های بیماری (مانند نشانه های افسردگی، عاطفه منفی، تنیدگی ادراک شده) را در طول یک دوره همراه با تنیدگی تحصیلی فزاینده، در گروهی از دانش آموزان آزمون کردند. گروه آزمایش برنامه مداخله ای را در طول چهار جلسه، (هر هفته یک جلسه و هر جلسه ۲ ساعت) دریافت کردند. اندازه های مربوط به انعطاف پذیری، راهبردهای مقابله ای، منابع محافظتی و نشانه شناسی از هر دو گروه، قبل و بعد از ارائه مداخله جمع آوری شد. نتایج نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، به طور معناداری نمرات بالاتری در انعطاف پذیری، راهبردهای مقابله ای اثربخش (مانند شیوه مقابله مسئله مدار با تجارب تنیدگی زا و عوامل محافظتی (مانند سبک اسنادی مثبت و خوش بینانه و حرمت خود) گزارش کردند. نتایج مطالعه استینهارت و دالبیر (۲۰۰۸) نیز نشان داد که برنامه مداخله ای ایمن سازی روانی در قلمرو مدیریت تجارب تنیدگی زا و بهبود سبک اسناد بدبینانه، برای دانش آموزان از اهمیت فراوان برخوردار می باشد.
کانگ، چوی و ریو (۲۰۰۹) نیز در پژوهشی اثربخشی برنامه ایمن سازی روانی را بر وضعیت تنیدگی، اضطراب و افسردگی گروهی از دانشجویان پرستاری بررسی کردند. در هر دو گروه آزمایش و کنترل اندازه های مربوط به تنیدگی، اضطراب و افسردگی دانشجویان قبل و بعد از ارائه مداخله جمع آوری شد. گروه آزمایش در خلال هشت جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش های لازم درباره چگونگی مواجهه اثربخش با تجارب هیجانی و سبک اسناد خوش بینانه را دریافت کردند. نتایج نشان داد که نمرات تنیدگی، افسردگی و اضطراب دانشجویان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، به طور معناداری کاهش یافت.
در پژوهش هیرسچ، ولفورد، لالوند برانکل، پارکرموریس (۲۰۰۹) بر ۷۳ زن و ۵۸ مرد نشان داده شد افرادی که دارای سبک اسناد منفی و بدبینانه هستند در معرض بیشتر افکار خودکشی (در فکر و در سطح عمل) قرار دارند. افراد دارای سبک اسناد منفی در برابر رویدادهای منفی و ناخوش زندگی آسیب پذیرتر بوده و رویدادهای ضربه آمیز را بیشتر تجربه می کنند.
اشنایدر و لوپز (۲۰۰۸) بیان می کنند که بین سبک اسناد و افسردگی رابطه ای قوی و مثبت وجود دارد. هم چنین سبک اسناد بدبینانه در بروز نشانه های خلقی و اضطرابی اثرگذار است.
همچنین در پژوهش مک سینگاو نعمتی(۲۰۱۱) نشان داده شد که سبک اسناد منفی و بدبینانه ایجاد شده در کودکان می تواند تا بزرگسالی نیز ادامه داشته باشد که در این صورت بزرگسالان دارای سبک اسناد منفی و بدبینانه در زندگی روزمره امکان فعالیت کمتری دارند، به راه های مثبت احتمالی کمتر می اندیشند و برای دریافت حمایت شبکه اجتماعی نیز با مشکل مواجه هستند.
پیرل (۲۰۱۰) در پژوهشی نشان داد که بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی دارای سبک تفکر درونگرا بوده و بیشتر از سبک اسناد درونی، اختصاصی و پایدار استفاده می کنند و از سلامت روانشناختی کمتری برخوردارند. فالک (۲۰۱۰) در پژوهش خود نشان داد که میان سبک اسناد بدبینانه با عملکرد تحصیلی ضعیف و گرایش به خودناتوان سازی در افراد رابطه ای مستقیم وجود دارد که منجر به خودناتوان سازی و کاهش خود کارامدی و افزایش اضطراب در افراد می شود.
دان (۲۰۱۲) در پژوهشی نشان داد که افراد بهنجار از سبک اسناد بیرونی، اختصاصی و ناپایدار برای مهار هیجان های منفی و غلبه بر آن استفاده می کنند. اما افراد دارای اختلالات اضطرابی، ترس های مرضی و وسواس از سبک اسناد درونی، پایدار و فراگیر استفاده می کنند. نتایج مطالعات پترسون (۲۰۰۷) نیز نشان داد که میان سبک اسناد پایدار، درونی و فراگیر با اختلالاتی چون افسردگی، اضطراب و وسواسهای فکری و عملی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.
دهقانی (۲۰۰۷)، در مطالعه ای از تعدادی از بیماران خواست که قبل و بعد از درمان شناختی پرسشنامه سبک اسنادی را تکمیل کنند. فرض وی بر این مبنا بود که بیماران قبل از درمان، مشکلاتشان را درونی، فراگیر و پایدار می پندارند وی پس از درمان از بیماران درخواست کرد پرسشنامه سبک اسناد را تکمیل نمایند. نتیجه نشان داد که پس از درمان، بیماران مشکلات خود را بیرونی، اختصاصی و ناپایدار ارزیابی می کنند.
پژوهش های داخلی
در پژوهش نیک نشان، نوری، احمدی (۱۳۸۸) که بر دانش آموزان مقطع ابتدایی صورت گرفت، این نتیجه به دست آمد که آموزش سبک اسناد خوش بینانه و مثبت از طریق برنامه ایمن سازی روانی، منجر به افزایش سلامت عمومی و امنیت روانی در دانش آموزان شده است. همچنین آموزش سبک اسناد مثبت و خوش بینانه در کاهش افسردگی، اختلال در عملکرد اجتماعی، اضطراب، بی خوابی و نشانه های جسمانی این دانش آموزان نیز تاثیر داشته است.
سپهوند، گیلانی و زمانی (۱۳۸۵) در پژوهشی با عنوان رابطه سبک اسناد با رخدادهای استرس زای زندگی و سلامت عمومی در گروهی از افراد خوش بین و بدبین به این نتیجه رسیدند که میان این دو گروه از لحاظ تعداد رخدادهای استرس زای زندگی با یکدیگر تفاوتی وجود ندارد، اما میزان سازگاری مجدد مورد نیاز ناشی از این رخدادها در افراد بدبین بیشتر و سلامت عمومی در آن ها کمتر گزارش شده است.
در پژوهشی که یوسفی و شیخ (۱۳۸۱)، با عنوان بررسی و مقایسه اثربخشی برنامه ایمن سازی روانی بر میزان حرمت خود، احساس خود کارآمدی، سبک اسنادی و انگیزه توفیق گرایی و پیشرفت دانش آموزان مقطع راهنمایی شهر کرمانشاه انجام دادند به این نتیجه رسیدند که الگوهای تدریس مبتنی بر ایمن سازی روانی و بازآموزی اسنادی می تواند منجر به افزایش حرمت خود و احساس خود کارآمدی و توفیق گرایی در دانش آموزان شود. همچنین نتایج برنامه ایمن سازی روانی موجب تغییر و بهبود سبک اسناد دانش آموزان گردید و موجب شد جهت گیری اسنادهای موفقیت، از بعد بیرونی، ناپایدار و اختصاصی به بعد درونی، پایدار و فراگیر تغییر یابد و در عین حال اسنادهای شکست از بعد درونی، پایدار و فراگیر به سوی بعد بیرونی، ناپایدار و اختصاصی سوق یابد. این مساله بدان معنی است که افراد خود را در حصول موفقیت ها بیشتر سهیم می دانند؛ در کسب موفقیت احساس توانایی بیشتری می کنند و آن را به ابعاد دیگر نیز تعمیم می دهند.
درویزه، خسروی و جاهدی (۱۳۷۶)، به منظور بررسی تاثیر بازآموزی اسنادی و راهبردهای شناختی یادگیری در پیشرفت ریاضی به شیوه تصادفی از میان ۱۳۰ دانش آموز پایه پنجم ابتدایی شهر شیراز که در درس ریاضی عملکرد ضعیفی داشتند ۶۰ دانش آموز را انتخاب کرده و آن ها را در ۳ گروه ده نفری (گروه آزمایش) و ۳ گروه ده نفری (گروه کنترل) قرار داد. نتیجه پژوهش نشان داد که آموزش اسناد خوش بینانه و آموزش راهبردهای یادگیری منجر شد دانش آموزان گروه آزمایش در ریاضی عملکرد بالاتری نسبت به گروه کنترل داشته باشند.
لطیفی، ملک پور، امیری و مولوی (۱۳۸۶) نشان دادند که آموزش راهبردهای شناختی و آموزش اسنادهای خوش بینانه بر حل مساله دانش آموزان حساب نارسا تاثیر بسیار زیادی داشته است.
آقاولیجماعت (۱۳۸۰) در پژوهشی که از پرسشنامه سبک اسناد کودکان و کارنامه تحصیلی دانش آموزان استفاده شد و نمونه پژوهش ۲۲۵ دانش آموز در چهارچوب ۳ گروه ۷۵ نفری (۲ گروه آزمایش مشتمل بر ۷۵ دانش آموز موفق، ۷۵ دانش آموز ناموفق و یک گروه کنترل مشتمل بر ۷۵ دانش آموز ناموفق بود، دو گروه آزمایش، آموزش اسنادی را در ۹ جلسه دریافت کردند در حالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. در این پژوهش، تاثیر آموزش اسنادی در تغییر سبک اسناد دانش آموزان ناموفق در بعد پایداری گزارش شد.
واضحی آشتیانی (۱۳۸۲)، به منظور بررسی تاثیر آموزش اسنادی بر سبک اسناد، حرمت خود، عملکرد و پشتکار در درس ریاضی به روش نمونه گیری در دسترس ۲۰ دانش آموز رشته علوم تجربی سال سوم دبیرستان که خود را در درس ریاضیات دلسرد توصیف کرده و هم چنین واجد سبک اسنادی نامطلوب برای موفقیت و شکست و نمرات پایین در درس مذکور بودند را انتخاب و آن ها را به تصادف در دو گروه ۱۰ نفری آزمایش و کنترل قرار داد. گروه آزمایش طی ۸ جلسه آموزش اسنادی را دریافت کردند. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش اسنادی علاوه بر بهبود در عملکرد ریاضی، سبب تغییر در سبک اسنادی در موقعیت های شکست و موفقیت دانش آموزان شده است.
مروری بر مطالب ارائه شده در این بخش نشان می دهد که مداخله شناختی – اجتماعی در قالب برنامه ایمن سازی روانی مبتنی بر الگوی پیشگیری پنسیلوانیا می تواند تسهیل کننده الگوهای اسنادی سازگارانه و خوش بینانه باشد و متعاقب آن به تجارب هیجانی مثبت بیانجامد و از تجارب تنیدگی زا و هیجان های منفی متعاقب آن در دانش آموزان نارساخوان بازداری کند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی برنامه ایمن سازی روانی بر سبک اسناد دانش آموزان نارساخوان بود.

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه درباره یادگیری اجتماعی

فصل سوم
روش شناسی پژوهش
مقدمه
در این فصل نوع مطالعه، جامعه آماری، نمونه آماری، معیارهای ورود و خروج از پژوهش، روش نمونه گیری، متغیرها و نحوه سنجش آن ها، پایایی و روایی ابزار گردآوری داده ها، روش انجام کار، روش تجزیه و تحلیل داده ها و ملاحظات اخلاقی مورد توجه قرار گرفته اند.
نوع مطالعه
مطالعه حاضر، یک مطالعه آزمایشی است که در آن از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است.
جامعه و نمونه آماری، روش‌ نمونه‌گیری و برآورد حجم نمونه:
جامعه آماری این پژوهش تمامی دانش آموزان دختر و پسر دارای نارساخوانی بود که در سال تحصیلی ۹۳ -۱۳۹۲ در مراکز ناتوانی های یادگیری شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش، به منظور برآورد حجم نمونه، از روش پیشنهادی کوهن (سرمد، بازرگان وحجازی، ۱۳۸۳) استفاده شد. بر این اساس، پژوهش حاضر دارای دو گروه آزمایش و دو گروه کنترل است که با پذیرش ۰۵/۰= و حجم اثر برابر با ۵۰/۰، با انتخاب ۱۵ دانش آموز برای هر گروه، میتوان به توان آزمون بالای ۸۸/۰ دست یافت. البته با توجه به احتمال ریزش برخی از دانش آموزان در مراحل مختلف پژوهش، برای هر گروه در مرحله انتخاب اولیه، ۵ نفر بیشتر از تعداد برآورد شد که بر اساس روش پیشنهادی، در هر یک از گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. بدین ترتیب ۸۰ دانش آموز با اختلال نارساخوانی، ۴۰ دختر و ۴۰ پسر از ۲ مرکز ناتوانی یادگیری در نواحی ۲ و ۴ شهر اصفهان با توجه به ملاک های ورود و خروج از پژوهش به طور تصادفی انتخاب شدند و در ۲ گروه آزمایش و ۲ گروه کنترل قرار داده شدند. در جلسه مقدماتی برنامه آموزشی ۵ نفر در هر گروه غایب بودند و بدین ترتیب از مطالعه حذف شدند و ۶۰ دانش آموز با اختلال نارساخوانی (۳۰ دختر و ۳۰ پسر) نمونه نهایی را تشکیل دادند. لازم به ذکر است هر مرکز دارای ۲ نوبت صبح و عصر بود که به طور چرخشی به دانش آموزان دختر و پسر خدمات ارائه می داد.
معیارهای ورود
دریافت تشخیص نارساخوانی (با مراجعه به پرونده تحصیلی دانش آموز و نمره هوش بهر ۸۵ در ماتریس های پیشرونده ریون کودکان و نمره ۵/۷۷ و پایین تر دانش آموز در آزمون خواندن نصفت و نظری، ۱۳۸۰).
دامنه سنی ۷ تا ۹ سال (پایه دوم و سوم ابتدایی).
معیارهای خروج
دارا بودن مشکلات حسی (نابینایی و یا ناشنوایی)، اختلال های رفتاری (اختلال سلوک، اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه) براساس مراجعه به پرونده سلامت دانش آموز.
دارا بودن ناتوانی های یادگیری از نوع نوشتن و ریاضی (بر اساس درج اختلال نوشتن و اختلال ریاضی در پرونده دانش آموز).
سابقه شرکت همزمان در برنامه های مشابه با برنامه ایمن سازی روانی.
مصرف داروهای روان گردان که بر توجه و

دیدگاهتان را بنویسید