پایان نامه ها

پایان نامه ارشد رایگان درمورد نورپردازی، عابر پیاده، طراحی شهری

طراحی بیوفیلیک در عرصه شهری میتواند شمایی کلی از شکل یک شهر بیوفیلیک را مشخص کند و سوالاتی که در این حوزه برای طراحان مطرح است را پاسخ دهد چرا که نظریهپردازان و طراحان فعال در این حوزه علاوه بر تعیین کلیات عناصر طبیعی و نحوه اتصال سلسله مراتبی آنها به یکدیگر موضع خود را در رابطه با مباحث تعیین کنندهای نظیر تراکم ساختمانی و فرم کلی ساختمانهای مسکونی نیز مشخصا بیان کردهاند.

5-3-1- شبکه های سبز:
از دیدگاه تیموتی بیتلی نویسندهی مقالهی به سوی شهر طبیعتدوست مکانهایی که امکان حرکت در فضای سبز را از مقیاس کوچکتر (از یک کوچه یا حیاط خلوت) به اکوسیستمهای وسیعتر و متنوعتر در مقیاس بزرگتر ایجاد میکنند بیشترین کیفیت بیوفیلیک را در بر دارند چرا که ارتباط اکولوژیکی بین فضاهای سبز بسیار حیاتی است. به عکس این مطلب نیز سیستم های سبز منطقهای و شبکه های زیستی شهری به ترتیب چهارچوبی را شکل میدهند که استراتژیهای سبز و طراحی بیوفیلیک در سطح همسایگیها یا مقیاسی که زندگی روزمره در آن جریان دارد، قادر به شکلگیری درون آنها هستند. از این منظر خانهسازی و تراکم میبایست به شکلی باشند که اجازهی حضور شبکهای از فضاهای سبز را بدهد، نظیر حیاطهای مشترک سبز(green courtyards)، فضاهای عمومی نیمه رسمی و سپس اتصال به دیگر محدوده های سبز (Beatley t. , 2008, p. 280).
پارکها و پلازاها با درجه بالای سبزینگی نقش کلیدی در تامین ویژگیهای یک منطقه ایفا میکنند. ویژگی تصفیه کنندگی آب باران آلوده شده به مواد سمی در اثر جریان یافتن بر سطح معابر شهری و ارتقای منظر آسمان شب که در اثر روشنایی شهر ناپدید شده از تاثیرات بیوفیلیایی مطرح در حوزه پایداری هستند که به واسطهی پارکها و فضاهای سبز شهری قابل تامین هستند. (sustainable urbanism) در این مورد استانداردهای متنوعی برای تعیین کمیت و کیفیت پارکها و فضاهای سبز شهری وجود دارند. استاندارد clean water act آمریکا پنج حکم را در این رابطه مطرح میکند.
جدول 5، جدول آب پاکیزه، (kellert, heerwagen, & Mador, 2008)

پروتوکل clean water act
1
پارکها و فضاهای سبز باز میبایست در فاصله سه دقیقهای هر واحد مسکونی باشند
2
حداقل مساحت پارک میبایست 1600 متر مربع باشد
3
حداقل میانگین بزرگی پارکهای همه محلهها نباید از 1200 متر مربع کمتر باشد
4
همه پارکها باید حداقل از دو سمت به مسیرهای پیاده عمومی ختم شوند
5
پارکها در صورت لزوم برای امنیت میتوانند در هنگام شب با فنس یا حصار مخصوص محصور یا بسته شوند

5-3-2- تراکم:
تقریبا هر گاه که در طراحی بیوفیلیک سخن از سکونت به میان میآید خانهسازی مجموعهای مد نظر است. الگویی از خانه سازی که از نظر ارتفاع و تراکم در حد وسط الگوی مسکن آپارتمانی و ویلایی قرار گرفته. در این الگو مجموعهای از خانهها در کنار فضای بازی مشترک قرار میگیرند که تلفیقی از ویژگی طبیعت و خانه سازی روستایی است. کریستوفر الکساندر خانههای مجموعهای را به عنوان یکی از الگوهای زنده در کتاب یک زبان الگو برشمرده.
واحد اساسی در شکل دهی به واحد همسایگی، مجموعهای از دوازده خانه است. نکته مشترک بین خانه های مجموعهای فضای مشترک اجتماعی است و به نحوی گروههای اجتماعی ساکن را به هم میدوزد که میتواند به کوچکی یک مسیر باریک یا به بزرگی یک محوطه سبز باشد. مجموعهها نباید به آن حد بسته باشند که امکان تعامل با مجموعههای مجاور را محدود کنند و در واقع به وسیلهی عنصری بزرگ تر مثل خیابان مجموعه ها به هم متصل باشند. وضعیت مالکیت محدوده مشترک درون هر مجموعه میبایست بین اهالی آن مجموعه مشترک باشد تا بتوانند آن را به شکل شراکتی مدیریت کنند (alexander, ishikava, & silverstein, a pattern language, 1977, p. 199).
در واقع ارجحیت الگوی مجموعهای در ارتباط با کیفیت و کمیت تراکم است. شاید بتوان گفت بشر در طول هزاران سال آزمون و خطا در زمینهی الگوهای بهینهی سکونت به این الگو دست یافته که اگرچه در ابتدا با اهدافی نظیر تامین هزینه ساخت و استحکام دیوارهای پشت در پشت یا تامین امنیت بیشتر ساکنین بوده اما امروزه شهرهای مدرن این تراکم را برای تحقق اقتصادی زیرساختهای ارزشمند فرهنگی و اجتماعی نیاز دارند. امروزه ما دریافتهایم که انسان حاضر در اجتماع است که میتواند به بهترین شکل زندگی کرده و کار کند، و وجود چنین تراکمی برای بهرهمندی از مزایای با هم بودن بسیار مفید است. شهرسازی متراکم نیز سبزترین و کارآمدترین شکل در استفاده از انرژی است که برای مواجهه با جمعیت رو به رشد قرن بیستویکم بهترین الگو است. متراکم بودن شرایطی را فراهم میکند که در آن امکان پیادهروی و زندگی روزانه در فضای باز بیشتر فراهم میگردد. یک خیابان سرزنده با کاربریهای فعال و مختلط پیادهروی را آسان میسازد و حتی میتواند ادراک انسان از مسافت را تغییر دهد، سفرهای پیاده کوتاهتر احساس میشوند و بسیار لذتبخشتر خواهند بود (Beatley T. , 2010, p. 50). “بیرون رفتن در شهرهای متراکم حقیقتا یک فعالیت عادی و متداول است چرا که در آنجا بیرون رفتن جزء لاینفک زندگی روزانه است” (Owen, 2009, p. 105)
شاید چنین پرسشی مطرح شود که چرا الگوی آپارتمانی علیرغم دارا بودن توان ایجاد هر گونه تراکمی در مباحث بایوفیلیک مطرح نشده، در واقع این مطلب به اهمیت و ضرورت شکلگیری واحدهای همسایگی باز میگردد چرا که نظریهپردازان این حوزه معتقدند که طرح برجهای واقع در پارک یا “برج باغ ” لوکوربوزیه تمامی واحدهای همسایگی را نابود کرد و زمینه
ی تاریخی آنها را حذف نموده و آنها را به یکنواختی اشتباه پروژههای مطرود خانه سازی عمومی با هزینه کم و ساختمانهای آپارتمانی خستهکننده با هزینهی متوسط تبدیل نمود (Moughtin & Shirley, 2005, p. 227).

شکل 7، انواع تراکم
(Moughtin & Shirley, 2005, p. 222)
5-3-3- معابر پیاده و سواره:
به همان میزان که ارتباط اکولوژیکی بین فضاهای سبز بسیار ضروری است ارتباط پیادهراهها نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. در واقع برای لذت بردن از این فضاها وجود دسترسی پیاده و یا دوچرخه به آنها یا درون آنها ضروری است. همچنین غلبه بر موانع عظیمی که به واسطهی خودروها به وجود آمده و وجود خیابانهای خطرناک چند بانده همراه با حرکت سریع خودروها به امری عادی مبدل شده خود چالش عظیمی است. طبیعتا محدود کردن حرکت یا ممانعت از ورود خودرو به محدودههای بیوفیلیک و سبز مشروط بر تامین نیازهای خدماتی و معابر پیاده و دوچرخه کاملا صحیح و قابل تقدیر است (Beatley t. , 2008, p. 280).
5-3-4- خودرو:
حضور خودرو در جوامع امروزی امری اجتناب ناپذیر است چرا که در تحقق و تسهیل سفرهای طولانی و شخصی نقشی غیر قابل اجتناب دارد اما در شهرهای بایوفیلیک اولویت در کمرنگ کردن هر چه بیشتر حضور خودروها است.
از مهمترین مشکلات حضور خودرو در محدوده زندگی انسان علاوه بر آلودگی هوا و آلودگی صوتی میتوان به ایجاد خطر، ایجاد شلوغی، مشکلات پارک و تخریب سیمای خیابان اشاره کرد که فضای اشغال شده توسط خودروها نیز مشکلی غیر قابل چشمپوشی است که منجر به تخریب روابط اجتماعی افراد درون یک جامعه نیز خواهد شد. این حقیقت که خودروها بزرگ هستند جدیترین وجه سیستم حمل و نقل وابسته به خودرو است چرا که امری وابسته به ذات خودرو است. یک انسان فضایی به اندازه نیم متر مربع اشغال میکند در حالی که سر جایش ثابت ایستاده باشد و هنگامی که راه میرود حدودا یک متر مربع را اشغال میکند. اما یک خودرو در حالت ایستاده با احتساب فضای دسترسی مساحتی برابر سی متر مربع را اشغال میکند، اما در حال حرکت با سرعت سی مایل در ساعت در حالی که فاصله امن سه خودرو است مساحتی برابر صد متر مربع را اشغال خواهد نمود. همانطور که میدانیم اغلب خودروهای شخصی تنها یک سرنشین دارند که در این صورت هر فرد صد برابر حالت پیاده فضا اشغال میکند. در صورتی که هر فرد سواره صد برابر فرد پیاده فضا اشغال کند این بدان معناست که با این شرایط مردم ده برابر از یکدیگر دور میشوند، به تعبیری دیگر بیشترین تاثیر استفاده از خودرو دور شدن مردم از یکدیگر است (alexander, ishikava, & silverstein, a pattern language, 1977).
در واقع راهحل جایگزین دور نگه داشتن خودرو از درون محلهها مگر در موارد ضروری و با سرعت کم و اختصاص آن به سفرهای بلند و استفادهی وسایل جایگزین نظیر دوچرخه، سهچرخه، گاری، اسب، اسکوتر و نظیر آنها در سفرهای کوتاه درون محلهای است که البته تحقق چنین امری میتواند حتی با مسائل کالبدی محله، دسترسیهای عملکردی و کیفیت راهها نیز مرتبط باشد.

شکل 8، پروفیل عرضی از نحوه قرارگیری خیابان و باغ در یک محله
(Moughtin & Shirley, 2005, p. 222)

5-3-5- سیمای شب:
چراغهای عمومی در ابتدا به عنوان راهی برای بالا بردن درصد امنیت در طول مسیرهای پیاده عمومی و تشویق فعالیتها و خرید شبانه شکل گرفت. اما در عین حال که نورپردازی فضاهای خارجی در هنگام شب مورد نیاز است طرحهای موجود اغلب منجر به شکلگیری مناطق وسیع و دامنهدار بیش از حد نورانی میشود. نور مازاد حاصل از نورپردازی فضاهای خارجی که در جهت بالا یا نامناسب و خارج از محدوده نیاز میتابند آلودگی نوری و ایجاد درخشش مزاحم را در پی خواهد داشت. تمام این نورهای مازاد اثر درخشش آسمان را افزایش خواهند داد که به راحتی بر فراز مناطق شهری قابل مشاهده است و امکان دیدن ستارگان را نه تنها برای منجمین بلکه برای شهروندان نیز کاهش میدهد و باعث هدررفت انرژی میشود.
اکنون پژوهشها نشان میدهند که نورپردازی فضای خارجی تاثیر مخربی بر پوشش گیاهی و جانوری یک منطقه دارد در عین حال میتواند نظم و ریتم بیست و چهار ساعته بدن انسان را مختل کند که بیماریهای مرتبط با خواب را در پی خواهد داشت.
روش مناسب برای روشنایی یک محله استفاده از نور در کارامدترین و مفیدترین موقعیت است، مثل مکانهایی که امکان برخورد پیاده و سواره است یا برای مشخص کردن نمای ساختمانها و روشن کردن عناصر موثر در مسیریابی. نورپردازی میتواند به شکلی طراحی شود که درخشش، روشنایی زیاد و تعرض نور به مکانهای غیر لازم حذف شود. میزان روشنایی میبایست متناسب با نوع نیاز مکان به نورتعیین شود که به شکل یک گرادیان یا بازهای از حداکثر تا حداقل روشنایی طراحی میشود، در واقع از محدودههای شهری به عنوان حداکثر روشنایی شروع شده و در مناطق روستایی به حداقل میرسد. (Douglas, 2008, p. 123)

5-4- معرفی عناصر موجود در شهر طبیعت دوست
5-4-1- جدول گیرلینگ و کلت
عناصر کلی و پذیرفته شده در معماری بیوفیلیک که از این حیث تقریبا با عناصر معماری سبز مشترکند را به ترتیب مقیاس میتوان در جدول گیرلینگ و کلت معرفی نمود. جدول فوق بیانکننده برخی از مهمترین ایدهها و تکنیکهای مورد استفاده در شکلدهی به شهر سبز است که عناصر ذکر شده در آن بر اساس مقیاسهای مختلف دستهبندی شده است.
جدول 6، عناصر طراحی شهری بیوفیلیک
(Beatley T. , 2010, p. 86)
عناصر طراحی شهری بیوفیلیک بر اساس مقیاس
مقیاس
اجزاء طراحی بیوفیلیک
منطقه یا ناحیهی جغرافیایی

سیستمهای رودخا
نه و دشتهای سیلابی

سیستمهای ساحلی

سیستمهای فضای سبز منطقهای

کریدورهای حمل و نقل سبز
واحد اجتماعی(شهر/روستا)
نهرهای شهری و منطقههای حاشیه رود

شبکه زیستی(اکولوژیکی شهری)

مدارس سبز

سایبان درختی در شهر

جنگلها و باغستانهای اجتماعی

کریدورهای سبز(محورهای سبز)
همسایگی
جریان نور روز، جریان بازیابی و ترمیم

جنگلهای شهری

پارکهای زیستی(اکولوژی)

باغهای اجتماعی

پارکهای محلی، پارکهای کوچک

سبز کردن محدودههای خاکستری و قهوهای
خیابان
خیابانهای سبز

درختان شهری

توسعه کمتراکم(LID)

زمینهای گود و مرطوب سرسبز و خیابانهای باریک

استفاده از گیاهان خوراکی در طراحی منظر

درجه بالای تراوایی
بلوک
محوطههای محصور سبز

خانههای گروهی و مجموعهای حول محوطههای سبز

حیاطها و فضاهای هماهنگ

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *