دانلود پایان نامه با موضوع ارزش بازار، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام

دهنده پيوسته، قاعده طبقه بندي به شرح زير مي باشد:
که در آن:
Yi= امتياز تبعيض يا لاجيت براي شرکت
I= گروه برآورد شده شرکت
Y= نقطه انقطاع
درروش گفته شده دو نوع خطاي طبقه بندي در پيش بيني ورشکستگي وجود دارد:
1- خطاي نوع اول بيانگر” ريسک اعتباري ” است که يک شرکت ورشکسته بعنوان يک شرکت غيرورشکسته طبقه بندي مي شود.
2- خطاي نوع دوم بيانگر” ريسک تجاري ” است که يک شرکت غيرورشکسته بعنوان يک شرکت ورشکسته طبقه بندي مي شود(پورمهر،1386،ص 56)1.
7-4-2 مدلهاي پيش بيني ورشکستگي از نظرنقطه انقطاع
مدلهاي پيش بيني ورشکستگي ازنظرنقطه انقطاع به سه دسته تقسيم مي شود، که عبارتند از:
1- مدلهاي نقطه اي
2- مدلهاي فاصله اي
3- مدلهاي احتمالي
مدلهاي نقطه اي: مدلهاي نقطه اي داراي عددي به عنوان مرز ورشکستگي وغيرورشکستگي مي باشند. نحوه تعيين اين عدد درمدل پيش بيني ورشکستگي بستگي به ميزان تاکيد ايجاد کننده مدل برخطاي نوع اول يا نوع دوم دارد. اکثرمدلهاي پيش بيني ورشکستگي ازاين نوع مي باشند دراين مدلها هرشرکت صاحب عددي خواهد شد که کمتريا بيشترازنقطه انقطاع درمدل پيش بيني ورشکستگي مي باشد. لذا شرکت از نظر مدل، ورشکسته يا غيرورشکسته پيش بيني خواهد شد. مدلهايي مانند مدل فولمر، مدل اسپرينگيت، مدل زميجوسکي و مدل شيراتا که درهر يک از اين مدلها عددي بعنوان مرز ورشکستگي يا غيرورشکستگي وجود دارد از مدلهاي نقطه اي مي باشند. ويژگي اصلي اين مدلها پيش بيني قطعي مي باشد بصورتي که ازديد اين مدلها شرکتهاي تحت بررسي يا ورشکسته پيش بيني خواهند شد يا غيرورشکسته.
مدل فاصله اي: مدلهايي که درآنها فاصله اي بين دونقطه به عنوان مرز ورشکستگي تعريف شده است، مدل فاصله اي مي باشند. دراين مدلها يک عدد به عنوان مرز ورشکستگي و درشرف ورشکستگي بودن تعريف شده است که اين عدد درحکم حد پايين است، درواقع دربررسي شرکتها اگر عدد حاصل از مدل پيش بيني ورشکستگي فاصله اي براي شرکتي کمترازحد پايين باشد آن شرکت ورشکسته خواهد شد. حد پايين درمدلهاي پيش بيني ورشکستگي فاصله اي از نظر پيش بيني ورشکسته بودن يک شرکت حکم نقطه انقطاع در مدلهاي پيش بيني ورشکستگي نقطه اي را دارد. درمدلهاي پيش بيني ورشکستگي فاصله اي يک عدد به عنوان مرز در شرف ورشکستگي وغيرورشکسته بودن شرکت تعيين مي گردد، که حد بالا در پيش بيني ورشکستگي است. اگرعدد حاصل درمدل پيش بيني ورشکستگي فاصله اي براي شرکتي کمترازحد بالا اما بيش ازحد پايين باشد شرکت مورد بررسي درشرف ورشکستگي قرارمي گيرد، يا بعبارتي براي اين شرکت احتمال ورشکسته بودن وجود دارد، درواقع اين شرکت را نمي توان در زمره شرکتهاي غيرورشکسته قرار داد. اما اگرعدد حاصل ازمدل پيش بيني ورشکستگي فاصله اي براي شرکتي بيش ازحد بالا باشد، شرکت مذکوربعنوان شرکت غيرورشکسته پيش بيني خواهد شد. حد بالا درمدلهاي پيش بيني ورشکستگي فاصله اي ازنظر پبش بيني غيرورشکسته بودن يک شرکت حکم نقطه انقطاع درمدلهاي پيش بيني ورشکستگي نقطه اي را دارد. برخي ازمدلهاي پيش بيني ورشکستگي مانند مدلهاي ايجاد شده به وسيله آلتمن از مدلهاي پيش بيني ورشکستگي فاصله اي مي باشند. بايد توجه داشت که در اين گونه مدلهاي پيش بيني ورشکستگي تعيين نقاط حد بالا وپايين باز هم بستگي به ميزان تاکيد ايجادکننده مدل برکم کردن خطاي نوع اول ويا خطاي نوع دوم دارد. درضمن دراين دسته از مدلهاي پيش بيني ورشکستگي نيز مانند مدلهاي نقطه اي براي هر شرکت يک عدد منحصربه فرد حاصل مي شود که لزوماً دريکي ازسه وضعيتي که در بالا بدان اشاره شد قرار خواهد گرفت. در خصوص وضعيت دوم (بين حد پايين وحد بالا) بايد اشاره شود که نزديک بودن عدد حاصل به حد پايين درشرف ورشکستگي بودن شرکت مورد بررسي را تقويت مي کند و بالعکس نزديک بودن عدد حاصل به حد بالا نسبت به حد پايين درشرف ورشکستگي بودن شرکت مورد بررسي را تضعيف مي کند.
مدل احتمالي: درمدلهاي احتمالي، پيش بيني ورشکستگي شرکت مورد بررسي بصورت درصد احتمال تعيين مي گردد. دراين مدلها، نقطه اي که بشود درآن نقطه ورشکستگي يا عدم ورشکستگي شرکتها را تعيين نمود مشخص نشده است. در واقع دراين گروه ازمدلهاي پيش بيني ورشکستگي، ديگرازنقطه انقطاع درمدلهاي پيش بيني ورشکستگي نقطه اي ويا از نقاط حد بالا وپايين درمدلهاي پيش بيني ورشکستگي فاصله اي خبري نيست. بلکه ميزان پيش بيني ورشکستگي يا غيرورشکستگي شرکتها براساس درصد احتمال تعيين مي گردد.براساس درصد احتمالي که دراين نوع مدلهاي پيش بيني ورشکستگي تعيين مي گردد، استفاده کنندگان از اين مدلها مي توانند سطح قابل اطميناني را با توجه به نحوه ريسک پذيري براي پيش بيني ورشکستگي شرکت مورد بررسي انتخاب نمايند (غلامعلي، 1384،ص 85)64.
5-2 گفتار پنجم: مدلهاي پيش بيني ورشکستگي
درزير به اختصار تعدادي ازمدلهاي پيش بيني ورشکستگي که هرکدام داراي درصد بالايي ازاطمينان مي باشند، شرح داده مي شوند.
1-5-2 مدل ويليام بيور65
تحقيقات بيورمنجربه ايجاد مدلي شد که به مدل تک متغيره معروف است. بيور درسال1966 يک مجموعه از نسبتها که شامل 30 نسبت مالي بود و از نظراو بهترين نسبتهاي مالي براي ارزيابي وضعيت مالي يک شرکت بودند را انتخاب نموده، سپس آنها را براساس چگونگي ارزيابي وضعيت مالي شرکتها درشش گروه طبقه بندي کرد. گروه هاي شش گانه نسبت هاي مالي بيور عبارت بودند از:
نسبت جريان نقد66، نسبت درآمدخالص به کل دارايي ها67، نسبت دارايي هاي نقدي به کل داراييها68، نسبت بدهي ها به کل دارايي ها69، نسبت دارايي هاي نقدي به بدهي جاري70و نسبت بازده حاصل از فروش71. مدل بيور برچهارمبناي زير تنظيم شده بود:
1- درآمد نقدي يک شرکت احتمال ورشکستگي را کاهش مي دهد.
2- خالص جريان نقدي بالاي شرکت که ناشي از فعاليت شرکت دربازار مي باشد نيزاحتمال ورشکستگي را کاهش مي دهد.
3- ميزان بدهي هاي زياد هرشرکت احتمال ورشکستگي آن شرکت را بالا مي برد.
4- نرخ بالاي نقد مورد نياز براي هزينه هاي عملياتي احتمال ورشکستگي را افزايش مي دهد.
بيور ازمباني فوق براي سنجش ميزان توانايي نسبتهاي مالي در پيش بيني ورشکستگي استفاده نمود.
وي براي سنجش 79 شرکت ورشکسته و79 شرکت غيرورشکسته را انتخاب نمود، سپس هريک از 30نسبت مالي انتخاب شده خود را دراين شرکتها مورد سنجش قرار داد.
او دراين تحقيقات به اين نتيجه رسيد که ميزان اعتبار پيش بيني ورشکستگي هريک ازنسبتهاي مالي با ديگري متفاوت مي باشد. همچنين شرکتهاي ورشکسته علاوه برداشتن جريان نقدي کمتري نسبت به شرکتهاي غيرورشکسته، ذخيره نقدي کمتري نيز نسبت به آنها دارند. درضمن اواعلام نمود که تمايل شرکتهاي ورشکسته براي دريافت قروض بيشتراز شرکتهاي غيرورشکسته است هرچند که شرکتهاي ورشکسته سرمايه کمتري براي پوشش تعهدات خود دارند.
بيور در پايان پژوهش خود به اين نتيجه رسيد که ارزش هرنسبت، درميزان اعتبار طبقه بندي شرکتها درگروههاي شرکتهاي ورشکسته و غيرورشکسته بوده و ميزان خطاي طبقه بندي کمتر، نشان دهنده ارزش بالاي هرنسبت مي باشد. طبق اين اصل، بيورشش نسبت را که داراي کمترين نرخ خطاي طبقه بندي بودند معرفي کرد. اين شش نسبت عبارتند از:
1- جريان نقد به کل داراييها72
2- سود خالص به کل داراييها73
3- کل بدهيها به کل داراييها74
4- سرمايه درگردش به کل داراييها75
5- نسبت جاري76
6- نسبت نداشتن فاصله اعتباري77
بيوراظهارداشت که بهترين نسبت ازميان نسبتهاي بالا، نسبت جريان نقد به کل داراييها است. خطاي طبقه بندي اين نسبت براي يکسال قبل از ورشکستگي حدود13/0 بود (بيور، 1966،ص71)78.
2-5-2 مدل آلتمن79
مطالعات آلتمن يکي از ارزشمندترين مطالعات در زمينه ورشکستگي مي باشد. آلتمن درسال 1968 از روش تجزيه وتحليل چند مميزي براي انتخاب نسبتهاي مالي استفاده کرد. وي با اين روش ازميان22 نسبت مالي که به نظراو بهترين نسبتهاي مالي براي پيش بيني ورشکستگي بودند، پنج نسبت را بصورت ترکيبي که از نظرايشان بهترين پيش بيني کننده ورشکستگي بود انتخاب نمود. آلتمن با ترکيب اين پنج نسبت تابعي ساخت که بهترين عملکرد را درميان ديگر نسبتهاي مالي دارا بود. مدل آلتمن بصورت زير مي باشد:
رابطه (1-2):
Z=1.2×1+1.4×2+3.3×3+0.6×4+x5
که در آن:
X1= سرمايه درگردش / کل دارايي 80
=X2 سودانباشته / کل دارايي 81
X3= درآمد قبل ازبهره وماليات / کل دارايي 82
X4= ارزش بازار حقوق صاحبان سهام / ارزش دفتري بدهي ها 83
X5= فروش / کل دارايي ها 84
درمدل آلتمن اگر z محاسبه شده براي شرکتي کمتراز81/1باشد، آن شرکت ورشکسته واگر z محاسبه شده بين اعداد81/1 و61/2 باشد، شرکت مربوط درناحيه ورشکستگي قرار دارد و اگرz محاسبه شده بزرگتر از 61/2 باشد، احتمال ورشکستگي آن خيلي کم است.
آلتمن براي آزمون مدل خود، نمونه اي شامل 33 شرکت ورشکسته و23 شرکت فعال مورد مطالعه قرار داد و نتايج حاصل از آزمون خود را در جدولي مشابه جدول شماره2-2 زير وارد نمود:
جدول شماره (2-2) نتايج آزمون مدل آلتمن در مورد خطاي نوع اول و نوع دوم ( اکبري و ديگران، 1379،ص68)6.
تعداد کل
درصد
ورشکسته
درصد
غيرورشکسته
حالت
33
33
9/90/0
3/0
30
1
98/0
97/0
3
32
خطاي نوع اول(ورشکسته)
خطاي نوع دوم (غيرورشکسته)
آلتمن در توصيف جدول خود بيان داشت که خطاي نوع اول تنها 6/0 بود. درحالي که خطاي نوع دوم به مقدارکمتراز آن يعني 3/0 مي باشد و مدل درطبقه بندي 95/0 کل نمونه بسياردقيق عمل نموده است. آلتمن مدل خود را برا ي دوسال قبل از ورشکستگي نيز مورد آزمون قرار داد و دقت آن را حدود 83/0 بدست آورد. مدل z مورد استفاده گسترده قرار گرفت اما همواره مورد انتقاد نيز بود. تحليلگران، حسابداران وحتي مديران شرکتها معتقد بودند که مدل z تنها براي شرکتهايي که ماهيت تجارت عمومي دارند قابل استفاده مي باشد. لذا آلتمن درسال 1983 مدل z را اصلاح نمود و مدل جديدي به نامz’ ارائه داد. روشن ترين اصلاحيه آلتمن روي مدل z که باعث ايجاد مدلz’ شد جانشين کردن ارزش دفتري سهام85 به جاي ارزش بازار آن بود. آلتمن همچنين پس از جانشيني فوق ضرايب و محدوده هاي مدل خود را تغيير داد، و درنهايت مدل دوم آلتمن بصورت ارائه شده درزير ايجاد گرديد:
رابطه (2-2):
Z’.=717×1+.847×2+.3.1×3+.42×4+.998×5
درمدل فوق اگرمقدارمحاسبه شده براي شرکتي کمتر از 23/1 باشد احتمال ورشکستگي آن شرکت بسيار بالا است واگر براي شرکتي بين 23/1 و9/2 باشد آن شرکت درناحيه ورشکستگي قرار دارد، درحالي که اگر براي شرکتي بيش از 9/2 باشد احتمال ورشکستگي آن شرکت خيلي کم مي باشد. آلتمن براي آزمون مدل خود از نمونه اي شامل 33 شرکت ورشکسته و33 شرکت غيرورشکسته استفاده نمود، آلتمن جدول شماره2-3 رابراي بررسي مدل ايجاد نمود:
جدول شماره (3-2): نتايج آزمون مدل آلتمن در مورد خطاي نوع اول و دوم ( اکبري و ديگران، 1379،ص68)2.
تعداد کل
درصد اشتباه
درصد درست
تعداد درست
مقادير
33
33
06/0
03/0
94/0
97/0
31
32
خطاي نوع اول
خطاي نوع دوم
66
05/0
95/0
63
جمع
دراين آزمون دقت نوع اول اندکي کم شده است (از94/0به 9/90/0 رسيده است). اما دقت نوع دوم همان97/0 باقي مانده است. آلتمن سپس در سال 1995 باز هم مدل خود را تغيير داد و اين بار بدون درنظر گرفتن متغير(نسبت فروش به کل داراييها) مدل خود را به نتيجه رسانيد. وي پس

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *